کرمیت


نگه دگر به سوی من چه می‌کنی؟؟😡

چو در بر رقیب من نشسته‌ای😏

به حیرتم که بعد از آن فریب ها

تو هم پی فریب من نشسته‌ای


به چشم خویش دیدم آن شب

ای خدا..

که جام خود به جام دیگری زدی

چو فال حافظ آن میانه باز شد

تو فال خود به نام دیگری زدی


برو... برو... به سوی او

مرا چه غم ؟🤷🏻‍♀️

تو آفتابی...

او زمین...

من آسمان...

بر او بتاب 

ز آن که من نشسته‌ام

به ناز روی شانه‌ی ستارگان 😎


بر او بتاب ز آن که گریه می‌کند

در این میانه قلب من به حال او

کمال عشق باشد این گذشت ها

دل تو مال من، تن تو مال او


تو که مرا به پرده ها کشیده‌ای

چگونه ره نبرده‌ای به راز من؟

گذشتم از تن تو

زان که در جهان

تنی نبود مقصد نیاز من😇


اگر به سویت این چنین دویده‌ام

"به عشق عاشقم"

نه بر وصال تو😝

به ظلمت شبان بی فروغ من 

خیال عشق خوش‌تر از خیال تو


کنون که در  کنار او نشسته ای

تو و شراب و دولت وصال او!

گذشت و رفت و آن فسانه کهنه شد

تن تو ماند و عشق بی زوال او!