من زیاد اهل سیاست و اخبار و این چیز ها نیستم.چون آنقدر به زندگی ام استرس بیش از اندازه وارد میکردند که حتی بعضی وقت ها نفس کشیدن هم یادم میرفت.

ولی امشب وقتی دیدم پدر و مادرم ؛که همیشه ساعت ده شب خوابشان میبرد ؛ نشسته اند و دارند سخنرانی پرزیدنت امریکا را میبینند واقعا کنجکاو شدم ببینم قضیه چیست.

و میدانید؟تصمیم گرفتم به زندگی مینیمالستی روی بیاورم!!!

فکر کنم تنها راه زنده ماندنم پس از سی سالگی همین است.

و خداروشکر.

پ.ن:هنوز صدای رعد و برق میپیچه تو گوشام... هنوز قشنگه دنیا.کنکوری رو چه به این حرفا؟؟؟ صدای بارونو گوش بده و عیش کن :)